خواجه نصير الدين الطوسي

189

اخلاق ناصرى ( فارسى )

و چون صناعتى از صناعات آموخته شود او را بكسب و تعيش بدان فرمايند تا چون جلادت اكتساب بيابد آن را باقصى الغاية برساند و در ضبط دقايق آن فضل نظرى استعمال كند و نيز بر طلب معيشت و تكفل امور آن قادر و ماهر شود چه اكثر اولاد اغنياء كه بثروت مغرور باشند از صناعات و آداب محروم مانند . بعد از انقلاب روزگار در مذلت و درويشى افتند و محل زحمت و شماتت دوستان و دشمنان شوند . و چون كودك بصناعت اكتساب كند اولى آن بود كه او را متأهل گردانند و رحل او جدا سازند . و ملوك فرس را رسم بوده است كه فرزندان در ميانه حشم و خدم تربيت ندادندى ؛ بلكه با ثقات به طرفى فرستادندى تا تا بدرشتى عيش و خشونت در مآكل و مشارب و ملابس برآيند و از تنعم و تجمل حذر نمايند و اخبار ايشان مشهود است و در اسلام عادت رؤساى ديلم نيز همين بوده است . و كسى كه برضد اين معانى كه ياد كرده آمد تربيت يافته باشد قبول ادب بر او دشوار بود خاصه چون سن در او اثر كند مگر كه بقبح سيرت عارف بود و بر كيفيت قلع عادت واقف ، و بر آن عازم ، و در آن مجتهد و بصحبت اخيار مايل . سقراط حكيم را گفتند كه چرا مجالست تو با احداث بيشتر است گفت از جهت آنكه شاخهاى تر و نازك را راست كردن صورت بندد و چوب هاى زفت كه طراوت آن رفته باشد و پوست خشك كرده باستقامت نگرايد اينست سياست پسران . و در دختران هم بر اين نمط آنچه موافق و لايق ايشان بود استعمال بايد كرد و ايشانرا در ملازمت خانه و حجاب و وقار و عفت و حياء و ديگر